برای مادرم خوشحالم. زندگی تو یه سیستم سنتی وحشتناک رو تجربه کرد، داشت تبدیل به یکی از اعضای همون سیستم میشد ولی مسیرش رو جدا کرد. از دل سیستمی که برای زن هیچ اختیاری قائل نیستن و بعنوان الگوی "وصل به خانه" پرورشش دادن تبدیل شده به کسی که الان هست: زنی مستقل،…
بلو ماری 🌊
ماریام 🦋
Динамика подписчиков
с 20 июля 2026 по 12 октября 2026 · минимум 19 800 · максимум 20 200
Кто рекламировался за полгода
Рекламных размещений с маркировкой не найдено.
Публикации
شما وقتی دورید مادرتون غذای مورد علاقهتون رو که درست میکنه ازتون مخفی میکنه یا میگه سنگ شد تو گلوم؟ کوفتم شد بی تو؟ مامان من مربای به رو که عاشقشم ( 😭 ) هی جلوی من تو دوربین نشون داد و هی گفت "به به، نِم نِم، به به..چقدر چسبید، چقدر خوشمزهست"
Voice message
واکنش مادرم به صدای داریوش دقیقا همون واکنشیه که به نالههای من داره :)))
بابای منم یبار کلیدشو گم کرد و مقصر من بودم چون اولین نفر فهمیدم کلیدش نیست، مال منو مصادره کرد بعداز یکسال تو کت و شلوار مجلسیش پیدا کردیم و بازم گردن نگرفت که خودش گم کرده. 😂 😂
بابای منم یبار کلیدشو گم کرد و مقصر من بودم چون اولین نفر فهمیدم کلیدش نیست، مال منو مصادره کرد بعداز یکسال تو کت و شلوار مجلسیش پیدا کردیم و بازم گردن نگرفت که خودش گم کرده. 😂 😂
دوستایی که منو میشناسن میدونن که من به سندروم کلید بیقرار مبتلام. دائما در حال گم کردن و جا گذاشتن کلیدهامم ^_^ این ماجرا در حدی پیش رفته که محمود برای جلوگیری از پشت در موندنهای همیشگیم حدود صد دست کلید کپی گرفته و تو جیب هر شلوار، زیپ هر کیف، لای هر کتاب، تو ساق هر جوراب و هر جایی که فکرشو بکنین یه جفت کلید گذاشته. یعنی در واقع راهکار ما برای حل این مشکل این نبوده که من یاد بگیرم کلیدمو گم نکنم بلکه تصمیم…
امروز یه جا جلسه رفته بودیم که یه بخشی از اون شرکت یه فضای گلخونهای داشت که کنارش سنتور هم داشت. همکارم گفت چقدر قشنگ. رئیس شرکتمون گفت: صدای سنتور هم قشنگه. همکارم گفت بله. این بله رو شنیدم داشتم دیوونه میشدم :)) چرا؟ چون این همکارم یکی از دوستای صمیمیه…
دیگه مجبورید هی منم ببینید^_^
شب مهرگان 😍